همانگونه که بارها متذکر شدهام موضوع قائم مقامی رهبری فقیه عالیقدر حضرت آیةاللّه العظمی منتظری قدّسالله نفسه الزّکیّة با یک دسیسه و توطئۀ از پیش طرّاحی شده (البته هدفمند، حسابشده و در عین حال بدون سر و صدا و به قول معروف کاملاً محرمانه و خاموش) از سوی هاشمی رفسنجانی و دوست همفکرش در تیرماه ۱۳۶۴ به صورت پیشنویس در مجلس خبرگان رهبری مطرح شد و فقیه عالیقدر چند وقت مطّلع شدند و طی نامهای خطاب به آیةالله مشکینی رئیس وقت مجلس مذکور مخالفت شدیدشان را اعلام و مرقوم داشتند در شرایط فعلی و در زمان حیات رهبر کبیر انقلاب اسلامی طرح این موضوع را صلاح نمیدانند و چنانچه مجلس در این زمینه تصمیم گرفته است با وجود مراجع معظّم تقلید نباید معظّمٌله را مطرح کنند چرا که توهین به امام خمینی و آیات عطام میباشد اما این سناریوی از قبل نوشته شده مو به مو اجرا گردید و پس از گذشت کمتر از چهار سال جریان استعفای فقیه عالیقدر پیش آمد و بعد امام خمینی به رحمت حق پیوست و آنها با خیال راحت همان کاری که میخواستند را انجام دادند. در این میان فقط تا توانستند با ترور شخصیت آن فقیه مجاهد آبروی چندین سالۀ ایشان را که به آسانی به دست نیامده بود را بُرده و کاری کنند کارستان! و البته این توهینها به زمان حیات آن مرجع وارسته ختم نشد بلکه پس از گذشت شانزده سال از ارتحال ملکوتی آن فیلسوف مظلوم این مسائل ادامه داشته و معلوم نیست تا کی ادامه خواهد یافت.
الله اعلم
ذیلاً نامه شریف فقیه عالیقدر (دستخط و متن) و ماده واحدۀ مجلس خبرگان در آبان ماه سال ۱۳۶۴ که از کتاب خاطرات معظّمٌله انتخاب شده است را ملاحظه مینمائید.



تو در نماز عشق چه خواندی؟