

به نقل از رونامه اطلاعات مورخ ۲۸ خردادماه ۱۳۵۹ صفحات ۱ و ۲


به نقل از رونامه اطلاعات مورخ ۲۸ خردادماه ۱۳۵۹ صفحات ۱ و ۲


روزنامه اطلاعات ۲۵ اردیبهشتماه ۱۳۵۹ صفحات ۱ و ۱۰

خبرنگار روزنامه اطلاعات در یکی از روزهای سرد سال ۱۳۵۳ به سراغ یکی از چهرههای خبرساز جنگ اعراب و اسرائیل یعنی یاسر عرفات معروف به «ابوعمّار» رفته و علیرغم اینکه او در حال مبارزه با رژیم صهیونیستی بود اما وی را به گرمی پذیرفته و در مصاحبهای نسبتاً طولانی به سؤالات وی پاسخ داد که متن آن در صفحه ۵ روزنامه اطلاعات ۱ بهمنماه ۱۳۵۳ درج و به چاپ رسید که ذیلاً ملاحظه کرده و مطالعه خواهید نمود.

یاسر عرفات در این مصاحبه بیان میکند که همواره با علاقۀ خاصّ سخنان شاه را خوانده و شنیده است.

همچنین میگوید:
«گرچه عدۀ ما اندک است و (در مقابل دشمن) تنها ایستادهایم، ولی ما قهرمانیم.»
«از تمام شیفتگان دموکراسی میپرسم که ملت فلسطین تا چه وقت این مرارتها را (باید) تحمّل کند؟»

نمایندگان فقیه عالیقدر حضرت آیةالله العظمی منتظری رضوانالله تعالی علیه در دانشگاهای سراسر کشور با آیةالله خامنهای رئیس جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی وقت دیدار و گفتگو کردند.
در این دیدار آیةالله شیخ عبّاس محفوظی (رحمةالله علیه) عضو شورای مرکزی نمایندگان معظّمٌله و نمایندۀ آن فقیه مجاهد در دانشگاههای تهران و علوم پزشکی تهران گزارشی از چگونگی فعالیت دفاتر فقیه عالیقدر در دانشگاههای کشور را به اطلاع رئیس جمهور رساند و ایشان با تأکید بر این نکته که حضور روحانیّت در دانشگاههای کشور به عنوان یک شرط اسلامی برای حرکت آنها ضروری است، بیان کرد:
«تفکّر و اخلاق اسلامی در محیط دانشگاهها باید با هدایت و ارائه طریق روحانیون فاضل انجام گیرد زیرا که اگر هدایت عالمانه روحانیّت متّکی بر درک فقاهتی به جریان فکری دانشگاهها و همۀ محیطهای روشنفکری نباشد، این مکانها را خطر انحراف فکری و کج اندیشی در مسائل اسلامی و یا گرایش به ایدئولوژیهای التقاطی تهدید میکند.»


به نقل از روزنامه اطلاعات مورخ ۶ آبانماه ۱۳۶۶ صفحات ۱ و ۳


به نقل از روزنامه اطلاعات مورخ ۱۵ مردادماه ۱۳۵۶ صفحات ۱ و ۲


به نقل از روزنامه اطلاعات مورخ ۸ دیماه ۱۳۵۴ صفحات ۱۶ و ۱۹
در ادامۀ موضوع سخنرانی سراسر توهین، تهمت و دروغ «دکتر سهراب مقدمی شهیدانی» تحت عنوان فقدان عدالت؛ علت اصلی عزل منتظری در شهر مقدّس قم، به یکی دیگر از این دورغها میپردازم و آن طرح موضوع مهم عدالت فقیه عالیقدر حضرت آیةالله العظمی منتظری قدّس سرّهالشّریف است که این تاریخنگار خودخوانده تازه به دوران رسیده و فروشنده آخرت خود به جیفۀ دنیا، مطرح کرده و معظّمٌله را خیلی با صراحت فاقد آن میداند در حالیکه این شخص در حدّ و اندازهای نیست که در این خصوص بخواهد اظهار نظر کند چون داشتن عدالت در مذهب تشیّع برای خیلی از امور کاربرد دارد از جمله قضاوت، امامت جماعت، شهادت در محکمه، مرجعیّت تقلید، رهبری نظام و ....
قبل از هرچیز مناسب است بدانیم عدالت در مرجع تقلید به چه معنی است و از چه راهی می توانیم عدالت مرجع را بفهمیم؟
حضرت آیت الله العظمی اقای وحید خراسانی مدّظلّهالعالی به این پرسشی زیبا پاسخ دادهاند:
جواب) عدالتی که در مرجع تقلید معتبر می باشد عبارت است از استقامت در طریق شریعت مقدسه و عدم انحراف از آن و این مطلب حاصل نمی شود مگر به اینکه مرتکب معصیت صغیره یا کبیره نشده و بدون عذر شرعی کار حرامی انجام نداده و واجبی را ترک نکند. و عدالت مرجع تقلید از چند راه ثابت می شود:
اول: علم، که از راه آزمودن یا غیر آن حاصل شود.
دوم: دو عادل به عدالت او شهادت دهند به شرط اینکه معارض نداشته باشد.
سوم: یک نفر شخص عادل بر عدالت او شهادت دهد به شرط اینکه ظنّ بر خلاف گفته او نباشد.
چهارم: کسی که ثقه است و انسان به او وثوق و اطمینان دارد، شهادت بر عدالت او بدهد و ظنّ بر خلاف گفته او نباشد.
پنجم: حسن ظاهر، مراد این است که معاشرت و رفتار دینی او نیکو باشد به گونه ای که اگر از حال او جویا شوند مردم خواهند گفت: ما از او جز خوبی ندیده ایم. (منهاج ۲/م۲۹ و ۲۰)
حال با روشن شدن این موضوع که نمیتوان به راحتی فردی را فاقد عدالت دانست میبینیم حتی در نامۀ ۶ فروردینماه ۱۳۶۸ منسوب به امام خمینی (رضوانالله تعالی علیه) که با ادبیات بسیار تند و نامؤدّبانه نوشته شده سخن از فقدان عدالت فقیه عالیقدر به میان نیامده است. پس این روحانی حکومتی دنیا دوست با چه جرأتی از رهبری فعلی جمهوری اسلامی نقل میکند که امام حتی قبل از سال ۱۳۶۸ که هنوز این موارد پیش نیامده بود گفتهاند فقیه عالیقدر عدالت ندارد؟؟؟!!!
اگر ایشان عدالت نداشتند چگونه است که حجةالاسلام و المسلمین آقای عبدالله نوری که حامل نامۀ استعفای فقیه عالیقدر برای امام خمینی (ره) بودهاند از قول معظّمٌله بیان کردهاند مِن بعد دیگر از پذیرش وجوهات امام خودداری خواهند کرد و در مقابل مرحوم حاج سیّد احمد از قول امام گفتهاند: «به ایشان بگوئید شما وکیل من هستید و همچنان از طرف من وجوهات را بپذیرید!» (شوکران اصلاح، دفاعیّات در دادگاه ویژۀ روحانیّت صفحات ۱۸۶ و ۱۸۷)، حال باید پرسید مگر وکیل یک مرجع نباید عدالت داشته باشد و اگر بر فرض محال امام خمینی (ره) گفتهاند فقیه عالیقدر فاقد عدالت است دیگر چه لزومی به ادامه این وکالت بود؟؟؟!!
این افراد از خدا بیخبر چگونه حاضرند آخرتشان را نه فقط برای خود بلکه برای آباد کردن دنیای دیگران بفروشند و چنین تهمتی به این فقیه برجستۀ جهان تشیّع، مجاهد و مبارز نستوه، پدر شهید بینالملل اسلامی و جانباز دوران دفاع مقدّس بزنند و چند نفر هم که در آن مجلس حضور داشتند متأسفانه مثل بُز اخفش آن را تأیید کنند.
اُف بر این سیرت و صورت و دنیایشان باد.
دیگر سخن در این زمینه را خاتمه میدهم و معتقدم خدای متعال احکمالحاکمین و اعدلالعادلین است و به این گفتوگوها در روز قیامت که «یوم تبلی السّرائر» نام دارد رسیدگی کرده و حکم الهی را صادر خواهند فرمود.
همانگونه که بارها متذکر شدهام موضوع قائم مقامی رهبری فقیه عالیقدر حضرت آیةاللّه العظمی منتظری قدّسالله نفسه الزّکیّة با یک دسیسه و توطئۀ از پیش طرّاحی شده (البته هدفمند، حسابشده و در عین حال بدون سر و صدا و به قول معروف کاملاً محرمانه و خاموش) از سوی هاشمی رفسنجانی و دوست همفکرش در تیرماه ۱۳۶۴ به صورت پیشنویس در مجلس خبرگان رهبری مطرح شد و فقیه عالیقدر چند وقت مطّلع شدند و طی نامهای خطاب به آیةالله مشکینی رئیس وقت مجلس مذکور مخالفت شدیدشان را اعلام و مرقوم داشتند در شرایط فعلی و در زمان حیات رهبر کبیر انقلاب اسلامی طرح این موضوع را صلاح نمیدانند و چنانچه مجلس در این زمینه تصمیم گرفته است با وجود مراجع معظّم تقلید نباید معظّمٌله را مطرح کنند چرا که توهین به امام خمینی و آیات عطام میباشد اما این سناریوی از قبل نوشته شده مو به مو اجرا گردید و پس از گذشت کمتر از چهار سال جریان استعفای فقیه عالیقدر پیش آمد و بعد امام خمینی به رحمت حق پیوست و آنها با خیال راحت همان کاری که میخواستند را انجام دادند. در این میان فقط تا توانستند با ترور شخصیت آن فقیه مجاهد آبروی چندین سالۀ ایشان را که به آسانی به دست نیامده بود را بُرده و کاری کنند کارستان! و البته این توهینها به زمان حیات آن مرجع وارسته ختم نشد بلکه پس از گذشت شانزده سال از ارتحال ملکوتی آن فیلسوف مظلوم این مسائل ادامه داشته و معلوم نیست تا کی ادامه خواهد یافت.
الله اعلم
ذیلاً نامه شریف فقیه عالیقدر (دستخط و متن) و ماده واحدۀ مجلس خبرگان در آبان ماه سال ۱۳۶۴ که از کتاب خاطرات معظّمٌله انتخاب شده است را ملاحظه مینمائید.



در ادامۀ موضوع سخنرانی سراسر توهین، تهمت و دروغ «دکتر سهراب مقدمی شهیدانی» تحت عنوان فقدان عدالت؛ علت اصلی عزل منتظری در شهر مقدّس قم، به یکی دیگر از این دورغها می پردازم و آن انتشار رساله است که البته قصد اطالۀ کلام را ندارم فقط به چند سند از کتاب گرانسنگ فقیه عالیقدر در این زمینه اشاره میکنم تا مشخص شود ایشان تمایل به ارائه رسالۀ فقهی داشته اند یا خیر؟
قبل از همه به تعریف مقام فقهی و مرجعیت فقیه عالیقدر حضرت آیةالله العظمی منتظری قدّس سرّهالشّریف در کلام مرجعکل مرحوم حضرت آیةالله العظمی آقای بروجردی اعلیالله مقامهالشّریف که استادآن فقیه برجسته بودند و همچنین استاد شهید آیةالله مطهری رضوانالله تعالی علیه که بیش از ۲۰ سال همدرس و هممباحثه با ایشان بوده و به خصوصیّات فقهی و علمی فقیه عالیقدر از هر فرد دیگر آشنا بودند اشاره میشود:

دومین مطلب از آیةالله خامنهای رهبر فعلی جمهوری اسلامی است که از شاگردان فقیه عالیقدر محسوب شده و طی مصاحبۀ مفصّلی در دوران ریاست جمهوری خود از مقام فقهی و مرجعیّت استاد خود دفاع و در بخشی از آن بیان کردند:

در سومین بخش متنی که سالها در ابتدای رسالۀ عملیّۀ فقیه عالیقدر درج شده را قرار می دهم که دستخط مبارک ایشان میباشد و مرقوم نمودهاند:
بسمالله الرّحمن الرّحیم. هرچند مایل نبودم از اینجانب کتابی به عنوان کتاب فتوی منتشر شود ولی توجه نکردن به اصرار جمعی از فضلا و ائمّۀ جمعه و جماعات دامت افاضاتهم نیز صحیح و روا نبود.
امید است عمل به این رساله انشاءالله تعالی مجزی باشد.
والسّلام علی جمیع اخوانناالمؤمنین ورحمةالله و برکاته
۱/ع۲/ ۱۴۰۴ - حسینعلی منتظری
(اول ربیعالثانی ۱۴۰۴ هـق مطابق با ۱۵ دیماه ۱۳۶۲)

در ادامۀ موضوع سخنرانی سراسر توهین، تهمت و دروغ «دکتر سهراب مقدمی شهیدانی» تحت عنوان فقدان عدالت؛ علت اصلی عزل منتظری در شهر مقدّس قم، به یکی دیگر از این دورغها می پردازم و آن طرح موضوع سیاسی بودن مرجعیّت فقیه عالیقدر حضرت آیةالله العظمی منتظری قدّس سرّهالشّریف میباشد که بدون اینکه این تاریخنگار کذّاب به اسناد و مدارک موجود مراجعه کند به قول معروف رطب و یابس را به هم بافته و میگوید:
«مطابق شواهد در سیاسی بودن مرجعیت منتظری هیچ شک و شبههای وجود ندارد، این به معنای انکار دانش علمی و فقهی منتظری نیست، بلکه مسأله این است که در حوزه علمیه شیعه برای مرجعیت افراد یک روال طبیعی وجود داشت که برای اولین بار این روال مرسوم در پروژه مرجع سازی از آقای منتظری برهم خورد، بدعتی که هسته اصلی و کارپردازان آن، مریدان وی بودند.»
آقای دکتر حکومتی که از خدا نمیترسی و برای بدست آوردن جیفۀ دنیا حاضری آخرت خود را هم بر باد دهی خوب است لااقل به آن کتابی که گفتی با پول نامعلوم چاپ و منتشر شده یعنی کتاب وزین فقیه عالیقدر مراجعه میکردی تا ببینی چه کسانی قبل از طرح موضوع قائم مقامی آن فقیه برجستۀ شیعه از فقاهت و مرجعیّت معظّمٌله حمایت و تبلیغ آن را بر خود واجب میدانستند. همان مرجعیّتی که سالها قبل از انقلاب اسلامی بالقوّه وجود داشت و این فقیه خودساخته حاضر نشد در مقابل مراجع معظّم تقلید رسالهای از خود منتشر سازد تا مبادا به ساحت ایشان خدای ناکرده خلل یا توهینی وارد شود اما زمانی اجازۀ انتشار این رساله را دادند که ارجاعات فقهی ازسوی استاد برزرگوارشان امام خمینی (رضوانالله تعالی علیه) زیاد شد و به همین خاطر علما و ائمه جمعه بسیاری از آن فقیه وارسته تقاضای نوشتن و انتشار رساله را نمودند (البته در این وبلاگ موارد متعددی وجود دارد که میتوانید به آنها مراجعه کنید).
وامّا در اینجا مطلبی را به نقل از چهارمین شهید محراب حضرت آیةالله شیخ محمّد صدوقی رضوانالله تعالی علیه که در مجلۀ حوزه شماره ۳ مورخ اسفند ۱۳۶۲ منتشر شده و متأسفانه متن آن در سایت حوزه حذف شده ولی میتوان از طریق دیگر به ان دسترسی پیدا کرد که من فرصت آن را ندارم لذا متن آن را از کتاب گرانسنگ فقیه عالیقدر جلد دوم صفحات ۴۰۹ و ۴۱۰ برایتان درج میکنم تا ببینید آن شهید گرانقدر در سال ۱۳۵۹ در خصوص اینکه چرا این فقیه مظلوم حاضر به انتشار رساله نشدهاند چه میفرمایند:


تو در نماز عشق چه خواندی؟