در ادامۀ موضوع سخنرانی سراسر توهین، تهمت و دروغ «دکتر سهراب مقدمی شهیدانی» تحت عنوان فقدان عدالت؛ علت اصلی عزل منتظری در شهر مقدّس قم، به یکی دیگر از این دورغها میپردازم و آن طرح موضوع مهم عدالت فقیه عالیقدر حضرت آیةالله العظمی منتظری قدّس سرّهالشّریف است که این تاریخنگار خودخوانده تازه به دوران رسیده و فروشنده آخرت خود به جیفۀ دنیا، مطرح کرده و معظّمٌله را خیلی با صراحت فاقد آن میداند در حالیکه این شخص در حدّ و اندازهای نیست که در این خصوص بخواهد اظهار نظر کند چون داشتن عدالت در مذهب تشیّع برای خیلی از امور کاربرد دارد از جمله قضاوت، امامت جماعت، شهادت در محکمه، مرجعیّت تقلید، رهبری نظام و ....
قبل از هرچیز مناسب است بدانیم عدالت در مرجع تقلید به چه معنی است و از چه راهی می توانیم عدالت مرجع را بفهمیم؟
حضرت آیت الله العظمی اقای وحید خراسانی مدّظلّهالعالی به این پرسشی زیبا پاسخ دادهاند:
جواب) عدالتی که در مرجع تقلید معتبر می باشد عبارت است از استقامت در طریق شریعت مقدسه و عدم انحراف از آن و این مطلب حاصل نمی شود مگر به اینکه مرتکب معصیت صغیره یا کبیره نشده و بدون عذر شرعی کار حرامی انجام نداده و واجبی را ترک نکند. و عدالت مرجع تقلید از چند راه ثابت می شود:
اول: علم، که از راه آزمودن یا غیر آن حاصل شود.
دوم: دو عادل به عدالت او شهادت دهند به شرط اینکه معارض نداشته باشد.
سوم: یک نفر شخص عادل بر عدالت او شهادت دهد به شرط اینکه ظنّ بر خلاف گفته او نباشد.
چهارم: کسی که ثقه است و انسان به او وثوق و اطمینان دارد، شهادت بر عدالت او بدهد و ظنّ بر خلاف گفته او نباشد.
پنجم: حسن ظاهر، مراد این است که معاشرت و رفتار دینی او نیکو باشد به گونه ای که اگر از حال او جویا شوند مردم خواهند گفت: ما از او جز خوبی ندیده ایم. (منهاج ۲/م۲۹ و ۲۰)
حال با روشن شدن این موضوع که نمیتوان به راحتی فردی را فاقد عدالت دانست میبینیم حتی در نامۀ ۶ فروردینماه ۱۳۶۸ منسوب به امام خمینی (رضوانالله تعالی علیه) که با ادبیات بسیار تند و نامؤدّبانه نوشته شده سخن از فقدان عدالت فقیه عالیقدر به میان نیامده است. پس این روحانی حکومتی دنیا دوست با چه جرأتی از رهبری فعلی جمهوری اسلامی نقل میکند که امام حتی قبل از سال ۱۳۶۸ که هنوز این موارد پیش نیامده بود گفتهاند فقیه عالیقدر عدالت ندارد؟؟؟!!!
اگر ایشان عدالت نداشتند چگونه است که حجةالاسلام و المسلمین آقای عبدالله نوری که حامل نامۀ استعفای فقیه عالیقدر برای امام خمینی (ره) بودهاند از قول معظّمٌله بیان کردهاند مِن بعد دیگر از پذیرش وجوهات امام خودداری خواهند کرد و در مقابل مرحوم حاج سیّد احمد از قول امام گفتهاند: «به ایشان بگوئید شما وکیل من هستید و همچنان از طرف من وجوهات را بپذیرید!» (شوکران اصلاح، دفاعیّات در دادگاه ویژۀ روحانیّت صفحات ۱۸۶ و ۱۸۷)، حال باید پرسید مگر وکیل یک مرجع نباید عدالت داشته باشد و اگر بر فرض محال امام خمینی (ره) گفتهاند فقیه عالیقدر فاقد عدالت است دیگر چه لزومی به ادامه این وکالت بود؟؟؟!!
این افراد از خدا بیخبر چگونه حاضرند آخرتشان را نه فقط برای خود بلکه برای آباد کردن دنیای دیگران بفروشند و چنین تهمتی به این فقیه برجستۀ جهان تشیّع، مجاهد و مبارز نستوه، پدر شهید بینالملل اسلامی و جانباز دوران دفاع مقدّس بزنند و چند نفر هم که در آن مجلس حضور داشتند متأسفانه مثل بُز اخفش آن را تأیید کنند.
اُف بر این سیرت و صورت و دنیایشان باد.
دیگر سخن در این زمینه را خاتمه میدهم و معتقدم خدای متعال احکمالحاکمین و اعدلالعادلین است و به این گفتوگوها در روز قیامت که «یوم تبلی السّرائر» نام دارد رسیدگی کرده و حکم الهی را صادر خواهند فرمود.